خسته شدم اما هنوز هم سر زنده م - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 1:01
ابتدایی که درس می‌خواندیم شش سال، متوسطه‌ی اول سه، متوسطه‌ی دیم هم سه. سخت و طاقت فرسا، دیر گذر. تازه بعد آن هم تا سال ها ادامه می‌یابد.اشتغال زایی تغییر می کند، تکنولوژی پیشرفت می کند، جنگ هایی رخ می دهد، کووید ۱۹ می آید و می رود، کودک می شود نوجوان، نوجوان می شود جوان.کم نیست، الکی نیست، دوره‌ای س...
می ذارم که باشه - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 1:01
معمولا انسان در مبارزه با پوچی انگار به مرزهای خودش میرسه. دوتاچیزو اینجا می فهمه:اول اندازه ی خودش رو میفهمه و اینکه مرزهاش تا کجا گسترش داره، مثلا شناختش از پدیده ها تا کجا ممکنه و این احساسی غم باره که انسان میفهمه خودش چقدر کوچکه و جهان چقدر بزرگه.دوم اینه که مرزهای ما سابیده میشه، مرزهای ما همس...
چتر ها را باید بست - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 1:01
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ.پرشی دارد اندازه عشق.زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.زندگی جذبه دستی است که می‌چیند.زندگی نوبر انجیر سیاه، که در دهان گس تابستان است.زندگی، بعد درخت است به چشم حشره.زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.زندگی س...