ابتدایی که درس میخواندیم شش سال، متوسطهی اول سه، متوسطهی دیم هم سه. سخت و طاقت فرسا، دیر گذر. تازه بعد آن هم تا سال ها ادامه مییابد.
اشتغال زایی تغییر می کند، تکنولوژی پیشرفت می کند، جنگ هایی رخ می دهد، کووید ۱۹ می آید و می رود، کودک می شود نوجوان، نوجوان می شود جوان.
کم نیست، الکی نیست، دورهای سرنوشت ساز است، میتواند تمدن، فناوری، سیاست و حتی زندگی شخصی هر انسان را متحول کند.
و در این دوره، من نفس نکشیدم. فکرش را بکن. چقدر بی فایده؟ چقدر کسشعر؟ چقدر بد؟ چقدر وقتتلفکنی؟
فکر کن ده سال توی قفس. توی زندون.
زنده نبودم، اما مُرده هم نبودم. گویی دستهایی دور گردنم مرا خفه میکنند، نه مرا میکُشد، نه میگذارد عین آدم زندگیام را بکنم. فقط خستهام میکند، فقط محدود ترم میکند.
هر روز بیش تر خسته و پیر می شوم، مغزم بیش تر تحلیل می رود. دیگر رویا نمی بافم. حتی فکر هم نمی کنم. شنُفتن از زندگی عادی تصویر تازهای برایم ایجاد میکند
هیچچی ندارم.
الان، هیچچی، ندارم.
اما می دانید چه؟ ده سال گذشت، ده سال بعدی نگذشته، ده سال بعدی هنوز یک معما است. می تواند سرشار از کشفیات و رویداد ها و هزاران هزار اتفاق جدید باشد. و حتی، پیشرفت.
ده سال اخیر هم کم پسرفت نکردم، پیر تر شدم. خوب نیست؟ عاقل تر شدم؟ خسته. اما حداقل، درک و فهم و دروس بیش تری وارد ذهن خود کردم. زندان برای برخی انسانها همانند دانشگاه واقع میشود.
به دنبال معما می دوم.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به چقدر در این گزارش ارائه شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با خسته شدم اما هنوز هم سر زنده م بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: yandere-chan